شبی 5 صفحه بنویس - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 12:42
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
یه حال خاصی ام - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:20
من عاشق کارمم و حتی از اینکه جمعه ها تعطیلم ناراحتم،امروز هم یکی از بهترین روزهای کاری من بود اما من همش ناراحت بودم و یک ذره هم لذت نبردم. از 8 صبح بیدار میشم و میرم سرکار اما شبا نمیتونم بخوابم... کاش مامانم بی مشکل خوب شه...ایشالا. میخوام تو هر فیلدی که هستم جزو 10 نفر اول اون فیلد باشم به قول م
حال این روزا - تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 20:15
یه مهمونی داشتیم و این چند روز حسابی کار خونه کردم و به مامانم کمک کردم.غذا و دسر درست کردم.بعد به این فک میکردم که چقدر کار هست که باید آدم توی خونه انجام بده تا خونه،خونه بشه و صفا پیدا کنه.چقدر کارا هست که دخترونگی آدم رو با معنا تر میکنه. دارم سعی میکنم بیشتر به ظاهرم برسم.هر کار میکنم میبینم و
شب امتحان خوب - تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 13:56
با اینکه امتحان دارم و شب امتحان باز خوشحالم از اینکه بیکار نیستم و همش دارم این سوال رو از خودم میپرسم که تایمای دیگه با این حجم از بیکاری و بی هدفی چیکار میکنم. همش دارم فک میکنم چه هدف جدید و هیجان انگیزی برای خودم بچینم که بعد از تموم شدن امتحانا و پروژه ها بازم سرم حسابی شلوغ باشه اینجوری تایم
انسان خوبی باش اما وقتت رو برای اثباتش به دیگران تلف نکن - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 19:51
وقتی استرس میگیرم یوهو قفل میکنم.خیلی بده.هنوز کلی وقت هست معمولا اما من از شدت استرس هیچ کار نمیتونم بکنم. چقدر نوشتن خوبه،این چند روزه که باز با نوشتن آشتی کردم چقدر حس خوب تری دارم.کاش همینطوری بمونم. انسان خوبی باش اما وقتت رو برای اثباتش به دیگران تلف نکن،محمد رضا گفته هر وقت حوصله داشتین بشین
اکتشافات من - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:02
دیروز یاد گرفتم مثبت باشم و به عنوان یه دختر به خودم برسم. کارم رو با توجه انجام بدم اما به خاطر اینکه حالم واقعا بد بود نتوستم.جدای از اینکه مریض بودم.بد خوابی خیلی به کارهام لطمه میزنه.خیلی دیر خوابیدن و خیلی دیر بیدار شدن.باید روی خواب به موقع کار کنم. کمتر برای چرخ الکی تو اینستا و تلگرام وقت ب
در جستجوی شادی - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:02
یکی از دوستای جدیدم خیلی به نظرم آدم باحالیه.از هر فرصتی برای سرکار گذاشتن و ایستگاه گرفتن استفاده میکنه.خیلی ایده باحالیه واسه خوش گذرونی. حتی تو اوج کار و استرسم اگه موقعیت سر کار گذاشتن پیش بیاد این موقعیت رو از دست نمیده و حتما این کار رو میکنه. یادم باشه
این چند وقته چه گذشت... - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:02
این چند وقته بد نگذروندم خدا رو شکر.همش با دوستام بودم.با دوستام سفر رفتم.کارای مورد علاقم رو کردم.یکم جای خالی حس میکنم.اما امشب تصمیم خودم رو گرفتم.این حکمت خدا بوده که وقتی همه چیز داشت درست پیش میرفت و انگار که همه چیز سرجای خودش بود یوهو نشه که بشه.یا اتفاق خوب به سقف گناهام برخورد کرد،یا واقع
امروز من - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:02
امروز جمعه،روزه گرفتم.تا افطار که با یه حال زار و نزار سپری کردم و یکم سریال دیدم.بعد افطار سریع کارهامو شروع کردم.درس خوندم،با دوستام صحبت کردم،یکی از دوستامو که خیلی وقت بود ازش خبری نداشتم رو پیدا کردم. 20 دقیقه تایم میگیرم و درس میخونم :)خسته نباشم واقعا.تصمیم گرفتم که با توجه درس بخونم.دیدم هم
کاش درست باشه نتیجه گیری ام - تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 8:29
همش این چند روز دارم به این قضیه فکر میکنم که آدم چطور میتونه بهترین باشه. اون روز توباشگاه سر کلاس داشتم به 2 نفر 30 تا حرکت میدادم واسه عضلات پشتشون.یه لحظه برگشتم نگاشون کردم دیدم چقدر خوب شد گفتم این حرکت برن چون پشتشون هم کمی غوز داشت هم زی
حس الانم اینه... - تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 8:29
من الان باید بشینم سر درسم ولی فکرم 100 جای دیگه است.همیشه هم اینطوری ام. از داشته هام و لحظه هام لذت نمی برم و همش دارم به چیزهای دیگه فک میکنم اما دیگه بسه. میخوام خودمو قبول داشته باشم و امیدوار باشم و لذت ببرم و از خدا بخوام بهترین ها برام
کاش درست باهش نتیجه گیریم - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 14:47
همش این چند روز دارم به این قضیه فکر میکنم که آدم چطور میتونه بهترین باشه. اون روز توباشگاه سر کلاس داشتم به 2 نفر 30 تا حرکت میدادم واسه عضلات پشتشون.یه لحظه برگشتم نگاشون کردم دیدم چقدر خوب شد گفتم این حرکت برن چون پشتشون هم کمی غوز داشت هم زی
و امروز - تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 13:11
هیچ چیز خاصی برای نوشتن ندارم.یکم نگرانم.خدایا به خودت میسپارم.من که نمیتونم کاری کنم.اما تو بر هر کاری توانایی و اگع بگی : کن،فیکون میشه.پس میسپرم به خودت.خدایا برای زندگی منم کن فیکون بگو. صبح رفتم سرکار،شب قبلش مطالعه کرده بودم و خودمو آماده کرده بودم.بعد رفت سالن ابروهامو برداشتم.خیلی دورو
من امیدم به خداس - تاریخ: 1396/1/22 ساعت: 18:48
بعضی وقتام نشستی یه جا و هیچ چی سرجاش نیست،هیچی.اما میسپری به خدا،حالت خوبه.میدونی همه چی درست میشه.همه چی
آدمم دیگه - تاریخ: 1396/1/22 ساعت: 18:48
مگه قراره آپولو هوا کنم؟خب یه انسانم دیگه با یک زندگی انسانی. میتوانم هر روز به فکر شستن و شو و نظافت باشم. میتونم برم سرکار و بیام خونه. نمیدونم چرا همش فک میکنم باید یه کار سخت و خاص انجام بدم. حس راحتی بهم نمیسازه نمیدونم چرا. دوستم نداره تو حس روزمرگی و یکنواختی و بی اثری غرق شم.اما هر
گزارش امروز - تاریخ: 1396/1/17 ساعت: 22:11
امروز شاخ غول و شکستم و باز رفتم کتابخونه درس خوندم.فرصتم خیلی کمه نمیدونم چیکار کنم.نمیدونم درس رو بخونم یا شروع کنم مثل دوران کنکور کارشناسی کنکر حل کنم فقط.نمیدونم کجاهارو حذف کنم اصلا.اصلا حذف کنم یا نه.به زبان امیدوارم.نمیدونم زبان بخونم بیشتر یا نه.آخه الان وقت تمرکز روی نقاط قوته فک کنم.ب
رها شدم - تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 21:46
امروز رها کردم.دو تا چیزی که مثل خوره چسبیده بودن به روح و ذهنم.یک دونه دیگه مونده که رها میکنم امروز درس خوندم و درس خوندم برام مهم بود و مهمترین کار بود تو نظرم. تو بدترین حس سعی کردم با دید مثبت برم جلو و اتفاقا جواب داد. نمیخوام معمولی باشم. خدا خیلی بزرگه
روز اول عید - تاریخ: 1396/1/3 ساعت: 1:43
1-دیشب با دختر عمو حرف میزدیم.واقعا هدف از زندگی چیه؟هر چیه مطمعنم هدف خوبی و خوب بودنه هدف بدی و بد بودن نمیتونه باشه.هدف چشم در آوردن نمیتونه باشه.هدف فخر و به رخ کشیدن نمیتونه باشه. مگه میشه ارزش و ملاک زندگی همه رو یکی دونست؟ ولی هدف هرچی هست من اون حرف ها و اون ذهن رو نمیفهمم و نمیخوام ب
عنوان اولین مطلب آزمایشی من - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 14:11
این متن اولین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد. مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار! اگر همه ما تجربیات مفید خود را در اختیار دیگران قرار دهیم همه خواهند توانست با انتخاب ها و تصمیم های درست تر، استفاده بهتری از وق
عنوان دومین مطلب آزمایشی من - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 14:11
این متن دومین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد. زکات علم، نشر آن است. هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون درسی، یافته های تحقیقی و مقالات علمی از جمله کاربر

برچسب‌های مرتبط

کاش زود بگذره | یه جا که شاید زیادیه توقعش | یه جا که بخندم | یه جا هست که باید وایسی | یه جا هست که باید وایستی | یه کاری کردی که جا موندم | یه جا تو قلبم داری که | تصمیم گیری | تصمیم کبری | تصمیم گیری چند معیاره