امروز
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 14:11
امروز سرکار یکم یادم رفته بودم عاشق کارمم. همش بهش فک میکنم.کی از ذهنم میره پس؟ مطمئنم که نمیخوامش چون با خواستن یه چیز بد جا واسه چیزای خوب نیس. خدایا خودت اون غلطی که کردم رو حلش کن.اصلا نمیفهمم چه کاری بود آخه؟(اگه کسی از اینجا رد میشه تو رو خدا دعام کنه واسه این قضیه) نمیدونم هنوز ارشد م
آروزهای دست یافتنی
-
تاریخ: 1395/11/2 ساعت: 7:36
شک و تردید رو کنار میزارم و کارای جدیدم رو شروع میکنم . خودش کمکم میکنه
بگذره زود
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 9:00
این روزا اصلا حوصله زندگی کردن ندارم.همش فکر میکنم خب که چی؟خب این کارم کردم تهش چی؟وقتی قرار نیس از آدم هیچی بمونه چرا این همه تلاش.چرا من اینجوری شدم خودم هم نمیدونم کلی ایده میاد تو سرم و میره اما کلا بی حسم و البته اصلا از این حالت راضی نیستم.دلم میخواد به هیچی فک نکنم و با انگیزه زندگیم رو بکنم...
البته به امید خدا
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 1:00
من دلم میخواد متفاوت زندگی کنم.دلم میخواد بهترین زوایای زندگی کردن رو کشف کنم.
فکرای مسخره من
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:02
گاهی خیلی فکر میکنم.ممکنه به چیزهای خوبی هم فکر نکنم و عملا آدم باهوشی هم نباشم و اصلا،اساسا نفهم که به چی دارم فکر میکنم اما همش سرم گرم فکر کردنه خیلی زیاد در حدی که گاهی دلم میخواد محکم بکوبم به دیوار یا اینکه مثلا سرم زیپ داشن،میتونستم زیپش رو باز کنم،مغزم رو در بیارم و دوباره زیپ رو ببندم و یکم...
نمیدونم خودم فهمیدم یا نه
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:02
بناید مثلا یک هنرپیشه،یک آدم موفق یا هرکس دیگری را به طور کامل الگوی خودت قرار بدی.اون آدم داره رل زندگی خودش رو بازی می کنه که با زندگی تو 100 درصد متفاوته بلکه باید رفتارهای و عادت های خوب رو یاد بگیری و انجام بدی،هرچی که ازشون خوشت میاد و دوست داری.نباید کامل زندگیت و خودت رو با اون ها تطبیق بدی ...
یه جا که شاید زیادیه تصورش،یا من می سازمش یا درمیام از توهمش
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:02
شاید نشه زندگی مثل رویاهام باشه،اما بهترین خودم که میتونم باشم.
یه تصمیم جدید
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:02
از این به بعد مشکلات و گرفتاری ها و چلنج ها و دغدغه ها رو جلوی هزار نفر مطرح نمیکنم و از کسی کمک نمیخوام و برای کسی تعریف نمیکنم مگر آدم واقعا عاقل و قابل اعتماد که بشه روش حساب کرد.یعنی به هر ی رسیدم نمیشینم بگم آره فلان مسئله ام هست که با روش های مسخرشون بدبختم کنند. میشینم پیش خودم و خدام فکر میک...
فک کنم این باشه
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:02
مهمترین چیزی که مهندسی به من آموخت آنالیز و طراحیست. همه چیز رو باید آنالیز کنی.باید کفایت و کیفیتشرو بسنجی. بعد باید طراحی کنی.باید راه های رسیدن به خواسته و آرزو و چالش رو بشینی با فکر طراحی کنی.
درس 4 عزت نفس
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:02
من نسبت تهدیدهای محیطی خیلی حساسم یعنی کلا نسبت به نگاه ها و رفتارهای دیگران خیلی خیلی حساسم.طوری که همیشه اذیت میشم.حتی آدم های غیر مهم.دلم میخواد همه بپسندنم.همه.دنبال چشم و نگاه همه هستم.همه قشنگ.تو دانشگاه دنبال تایید استاد و هم کلاسی و همه.سرکار از اون بدتر.حتی خیابون.حتی جاهایی که روم نمیشه بگ...
تصمیم
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:01
تصمیم دارم به کارام یه نظم جدید بدم.میدونم که سنگ بزرگ نشونه نزدنه پس نمیگم قراره چیز 100 درصدی اتفاق بیفته ولی تا اونجا که بتوننم با برنامه جلو میرم و باید بشینم برای همه چیز طبقه بند و برنامه ریزی انجام بدم.
اینم از امروز
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:01
امروز از اون روزهایی بود که خیلی خسته بودم.فقط ورزش خوب بود و خوش گذشت.4-5 ساعت خواب شب و 3 ساعت ورزش سنگین واقعا جون برای بقیه روز برام نزاشت.باید ه راهی واسه اینجور روزا پیدا کنم که حداقل کمتر به هیچ کار نکردن بگذره. آخر شب خوندن محمدرضا حالم رو خوب کرد.حرف زدن به مخاطب خاص باز هم تو فکر منو برد.و...
همه چی درست میشه
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:01
دلم میخواد سرو سامون بگیرم و ازدواج کنم.دلم میخواد زندگی خودم رو داشته باشم و بکوبم و بسازم .دلم میخواد توی خونه خودم برای ادامه آینده تلاش کنم.دلم میخواد همسر داشته باشم و تمام لحظه هام رو باهاش شریک باشم. شایدم یه اختلال هورمونیه.یا یه جو.یا یه ترس از تنهایی.چون هنوز اونو دوس دارم.هنوز از رویا باف...