becoming - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:25
هر چندوقت یکبار بین نوشتن اینجا و تو دفترم حسابی گیج میشم.من به انرژی خیلی اعتقاد دارم اما نمیدونم انرژی نوشتن تو کدومشون بهتر و بیشتره،نمیدونم. دارم کتاب میشل اوبامارو میخونم و اونجاها که میگه رفته ی
سریال هایی که دیدم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:25
this is us رو کامل دیدم و خیلی دوست داشتم هیولا برای شب های غصه ام خوب بود got
فیلم هایی که دیدم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:25
before sunset هتریک سیزده خجالت نکش an edjucation
کتاب هایی که خوندم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:25
نیمه تاریک وجود شفای زندگی آیین زندگی گزینه ب موهبت کامل نبودن 4 اثر
تمرین ها - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:25
تمرین سپاسگزاری تمرین شکرگزاری پیش ار وقوع عبارات تاکیدی تمرین های کتاب نیمه تاریک وجود
جاهایی که امسال رفتم و احساساتم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:25
31/4/98 عروسی دوست دبیرستانم 2/8/98 تولد دوستم 9/8/98 سفر یه روزه به ویلای دوستم
آدم های جدیدی که دیدم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:25
صدف ماه شیوا شهریور 98 اردلان شهریور 98 آنیتا تیر 98 حامد خانم دکتر آبان 98 آدم های خیریه : ملیکا آیلا سمیرا امیر سامی پروشا و خواهرش آدم هایی که باهاشون درارتباط نزدیکم این روزا سمیرا پری آدم
کارهای کاملا جدید - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:25
حضور داوطلبانه تو خیریه شروع کلاس زبان شروع یوگا شروع trx شروع تراپی رفتن دنبال وام و درخواست اون
تولدم مبارک - تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 21:10
تنها 2 روز از شروع 26 ساگیم گذشته،اما من بزرگ شدم.چقدر من احساس میکنم که بزرگ شدم. انقدر بزرگ شدم که وقتی دوستم شروع کرد از رابطه جدیدش گفت من اون لحظه هیچ قضاوتی نکردم حتی خوشحالم هم شدم،مثل بچ
67 روز مانده به کنکور - تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 21:10
چقدر بعضیا خوبن.امروز حالم بد بود.نارحت بودم.صبح تصمیم گرفتم به گفته پانته آ،فقط برای ساعت به ساعتم برنامه ریزی کنم و واقعا هم بهترین کار بود. صبح تو دستشویی اومد که گریه ام بگیره،گفتم فقط ببین تو
بالا و پایین - تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 15:17
امروز رو اصلا دوست نداشتم.حالم بد بود خیلی زیاد.شبم رفتیم بیرون خوش نگذشت.وقتایی که حالم بده نباید جایی برم.الانم اصلا حوصله نوشتن ندارم
همه چیزایی که تو ذهنمه - تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 15:17
این روزا شروع کردم درس خوندن برای کنکور ارشد رو.دوست دارم این مدل تجربه هارو.سخته ولی ارزشمنده. هفته پیش نمیدونم به خاطر اختلالات هورمونی بود یا هرچی حالم خیلی بد بود.از همه چی دلگیر و ناراحت بودم
آشفتگی - تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 15:17
افتادم وسط یه ناکجایی که نمیدونم راه کدوم وره. وسط مشکلات وحشتناک و ابروریزانه خانوادم.درسی که برای خوندنش دارم خودمو به آب و آتیش میزنم.دل تنگی زیاد از حدم... حالا وسط این همه ناخوشی،یه آدم بی ن
زندگی با کمی عشق - تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 15:17
دکتر شیری میگفت از اصل زنانگیتون فاصله نگیرید.میگفت نزارین کاری که بحران میانسالی با مردها میکنه سراغ شما هم بیاد.میگفت زن عشقه افرینشه. میدونی داشتم فکر میکردم راست میگه.من کتری با مسایل فمینیس
از دست خودم - تاریخ: 1396/11/20 ساعت: 14:51
چرا من نمیتونم مثل بچه آدم زندگی کنم.چرا این همه تو زندگیم کار نکرده و موقعیت از دست رفته هست.چرا این همه جای نرفته هست.چرا این همه کار نصفه و نیمه رها شده هست؟چرا زمانی که باید یکسری کارهارو میکردم نکردم؟ چرا خیلی شیک و جذاب نیستم؟چرا خاص و خوش پوش نیستم؟ چرا به اندازه کافی اجتماعی و خوش اخلاق و پر...
کاش خوب شه همه چی - تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 1:43
میدونی چیه؟هربار اومدم ادم بدی باشم و تو سرم نقشه های شومی داشته باشم مخصوصا اینکه دل یکیو درگیر کنم و بهش پز بدم یا فخر بفروشم خدا زده به کمرم...دقیقا همون سرم اومد...چه تو چیزای ساده چه تو چیزای پیچیده. مثلا من همیشه دلم میخواست ماشین داشته با
شروع کن دیگه - تاریخ: 1396/7/1 ساعت: 7:39
یکی از بزرگترین ایرادهام اینه که وقتی یه کاری رو میکنم توش غرق نمیشم،تو دوره های زمانی مختلف از زندگیم لذت نمیبرم و غرق نمیشم تو کارهام و از اون دوره هیچی نمیفهمم. میخوام از این به بعد هم سخت کار کنم هم خیلی بهم خوش بگذره. نگارا میگه هر کاری رو که میخوای از روی عشق انتخاب کن و انجام بده و بعد برو کا...
بالاخره باید تصمیم بگیرم - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 3:18
اینکه آدم کلا ندونه چیکار کنه ام مسئله جالبیه...مثل من. اینکه چی از خودم میخوام واقعا... قدیما فک میکردم باید مثل یه مرد زحمت بکشم و تلاش کنم و مردونه زندگی کنم. بعد دیدم نه... الان که تو سازمانی که میرم دارم یه سری زنا رو میبینم که بعد از سال ها مردونه تلاش و زندگی کردن به هیچ جای خاصی نرسیدن.به عن...
یافتم - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:14
یکی از کشفای بزرگمم اینه که باید به خودم یه جوری انگیزه بدم قبل از انجام کارهام.دیدن عکس مربوط به اون قضیه یا رفتن به یه سری جاها خیلی بهم این انگیزه رو میده. مثلا وقتی حال ورزش ندارم دیدن عکس ورزشکارای خوش هیکل و موفقیت هاشون،وقتی حال درس ندارم دیدن پیج این آدم درس خونا چه ایرانی چه خارجی و موفقیت ...
قدم اول ورزشکار شدن - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:14
اولین چیزی که من توی ورزش یاد گرفتم این بوده که کسی که میخواد تازه ورزش رو شروع کنه به ورزش علاقمند کنم اما خستش نکنم.با چندتا حرکتی که مطمئنم جواب میده رو بدنش با حرکت های ساده اما پرتکرار وگاهی با تمرین های خاص و سخت که ببینه قابلیت های لازم رو داره.خودمم اینطوری عاشق ورزش شدم.

برچسب‌های مرتبط

کاش زود بگذره | یه جا که شاید زیادیه توقعش | یه جا که بخندم | یه جا هست که باید وایسی | یه جا هست که باید وایستی | یه کاری کردی که جا موندم | یه جا تو قلبم داری که | تصمیم گیری | تصمیم کبری | تصمیم گیری چند معیاره